خرید بک لینک

اگر خوابم یادم میامد. آخ اگر میشد دوباره سرم را به بالشتم بکشم و ته مانده رویاهایم را بردارم. همانجوری که بابا نان بربری تازه را میکشد به کف ماهیتابه چرب و چیلی نیمرو صبحگاهی و در جواب "اییی نکن این کارو رامین!" مامان میگوید "مزه ش به همینه سارا خانوم!" اگر میشد مزه خوابم را از بالشتم بردارم و به دندان بگیرم. آخ اگر میشد.


برچسبها: روزننوشت, نعمتهای خدا

برچسب: نویسنده: رها مقدم تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 1:45

....... عزیز و گرامی زبان من قاصر است از گفتن خوبی ها و لطفهایی که شما از روز اولی که چشممان بهم افتاد، در حق من داشته اید. ولی این روزها و این ماهها. روزها و ماههای عجیبیست. میگویم عجیب چون نمیشناسمش، چون هر روز غافلگیرم میکند. هر روز با چشم های گ

برچسب: نویسنده: رها مقدم تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 1:45

صفحه بندی